|
چکيده مقاله: در اصول بنيادين مديريت كيفيت جامع در راستاي انطباق با حركت تعالي خواه سازمان تجديدنظر شده است . باتوجه به تجارب حاصله از حركت اين روش در ژاپن ، نيازبه رويكردي راهبردي به سوي كيفيت جامع "TQ" احساس مي شود. به اين منظور الگويي به نام TQMEX"مدل متعالي مديريت كيفيت جامع " برپايه اصول مديريت كيفيت جامع قرار مي گيرد. بادرنظر گرفتن پشتوانه نظري ، تجارب كاركنان و نتايجي كه در هنگ كنگ ، ژاپن و انگليس به دست آمده است ، اهميت مواردي چون اصول 5S، باز مهندسي فرايند كسب و كار"BPR"، دواير كنترل كيفي ،ISO 9000 , "QCC" و حفظ سطح توليد جامع "TPM" درمبحث TQM براي همه روشن شده است . دستاوردهاي به دست آمده براي شركتهايي كه قصد خودنمايي در برابر سازمانهاي پيشرويي كه علي رغم بحران جهاني نفت و ركوداقتصادي شرق آسيا به حيات خود ادامه دادند مفيد است . مقدمه
بحران مالي كه از نيمه 1997 تايلند را در خود غرق كرد باعث يك رشته عكس العملهاي زنجيره اي در اكثر كشورهاي آسيايي شد. به راستي چه درسهايي رامي توان از اين تحولات ناخواسته آموخت ؟ و اينكه چگونه مي توان براي دستيابي به وضعيتي بهتر دست به تغيير زد؟ آيا مديريت كيفيت جامع "TQM" در بهبود شرايطاقتصادي و بهسازي كسب و كار نقشي دارد؟ قبل از پاسخ به اينگونه سوالات ابتدا بايد به تشريح معاني واژه هايي نظير "TQM"، "تحول " و "تحول استراتژيك " پرداخت . مديريت كيفيت جامع مديريت كيفيت جامع باايجاد مفاهيمي كلي باعث بهبود مداوم در يك سازمان مي شود. فلسفه TQM بر روندي سيستماتيك ، منسجم ، باثبات و كلان نگر نسبت به سازمان تاكيد دارد. TQMدر محيطي كه مديريت سعي در بهبود مستمر در كل سيستم وفرايندها را دارد، در گام نخست بررضايت مشتريان داخلي و خارجي تاكيد مي كند. مديريت كيفيت جامع بر كاربري از تمام پرسنل به خصوص بر تيم هاي چند تخصصي تاكيد دارد كه براي بهبود عمليات در داخل سازمان تشكيل شده اند. اين رويكرد بر نقطه بهينه هزينه هاي چرخه حيات توجه دارد و از ابزارهاي اندازه گيري طبق روشهاي معين براي دستيابي به شرايط مطلوب استفاده مي كند. دو خصيصه اصلي در مديريت كيفيت جامع پرهيز از توليد ضايعات و تاكيد بر كيفيت در طراحي است . اين روش يك ضرورت است و ژاپن با به كار بستن آن موفق شد در صنايع خود يك شگفتي ايجاد كند. به راستي محتويات اين روش چيست ؟ مديريت كيفيت جامع تركيبي از اقدامات سازماني براي دستيابي به پيامدهاي مثبت رقابتي از طريق بهبود مستمر درتمام جنبه هاي عملياتي سازمان است . به معناي هريك از واژگان مديريت كيفيت جامع رامي توان به صورت زير تشريح كرد: مديريت : مديران اجرايي به طور كامل در قبال تمام فعاليتها متعهد هستند; كيفيت : برآورده كردن انتظارات نهان و آشكار مشتريان لازم الاجرا است ; جامع : تمام افراد داخل شركت در مسائل و اقدامات بهبود مستمر درگير هستند "اين افرادمشتريان و تامين كنندگان را دربر مي گيرد". البته در سازمانها، مطلوب آن است كه تمام افراد خود را متعهد و مسئول بدانند.باتوجه به تحقيقات دمينگ در سال 1986، قريب به 94 درصد از مشكلات در كيفيت محصولات ناشي از سوء مديريت و سيستمي است كه آنها را توليد مي كند. به طور كلي بايد اذعان داشت كه براي مديريت كيفيت همه بايد در فرايند سازمان درگير شوند. بنابراين تعريفي كه از مديريت كيفيت پيش از اين بيان شد، مي تواند به عنوان يك توازن خوب بين جهان واقعي و جهان مطلوب مناسب باشد. نيو "NEAVE" طي چندسال آموزش مديريت كيفيت جامع قريب به 30 آزمون F به روي يك هزار نفر انجام داد. در آزمون از افراد خواسته شد تا تعداد حرف F يك متن رابشمارند. نتايج به دست آمده از اين آزمون نشان داد كه به طور ميانگين كمتر از 20 درصد ازافراد حروف را به درستي شمارش كرده اند. در حقيقت خود محقق نيز در آزمون خود براي بار اول دچار اشتباه شد. نتيجه به دست آمده مبين آن است كه خطا از كاركنان نبوده است بلكه مديريت ابزار مناسب را فراهم نكرده است ."1" آنچه مديريت بايد انجام دهدفراهم كردن ابزار مناسب براي انجام كار است . اين آزمون صحت يافته هاي تحقيق دمينگ را تاييد مي كند. در سال 1993 يعني كمي قبل از فوت ، دمينگ ميزان تعهد مديريت نسبت به كيفيت را از 94 درصد به 97 درصد افزايش داد. تحت اين شرايط، چگونه سازمانها قادرند تا صلاحيت مديران خود را براي انجام تعهدات خويش توسعه بخشند؟جواب اين سوال در يادگيري مداوم مديران در داخل سازماني يادگيرنده نهفته است . فرايند تحول يك مثل قديمي مي گويد "تنها چيزي كه ثابت مي ماند، تغيير است ". اگر تحول بخشي از زندگي روزمره ما را تشكيل دهد، در اين صورت چگونه مي توان آن را به نفع خود تحت كنترل درآوريم به جاي آنكه خود تحت كنترل و نفوذ آن درآئيم ؟ تحول درسازمان در درازمدت باعث تغيير در فرهنگ سازماني مي شود. نمونه اين نوع سازمانها،سازمانهاي يادگيرنده است . در اين سازمانها افراد مصمم به آزمون انديشه هاي نوين هستند و براين باورند كه خطا، بخش مهمي از موفقيت است . فرايند سنتي تحول استراتژيك شامل پنج مرحله است : در حقيقت گام نخست براي ايجاد تحول چيز جديدي نيست . دو محقق به نامهاي پيترز و واترمن "PETERS & WATERMAN" با بررسي 46 سازمان موفق به اين نتيجه رسيدند كه اكثر آنها اقدامات عملي را به عنوان گام نخست براي دستيابي به تعالي سازمان برگزيده اند. اين خصيصه از جمله صفات سازمانهاي يادگيرنده است . رگ راونز "REG RAVENS" در اين باره مي گويد "هيچ اقتباس و يادگيري اي بدون عمل وجود خارجي ندارد و هيچ عملي بدون يادگيري "، اگر مسئله يادگيري در سازمان به گونه اي موفقيت آميزاجرا شود، آنگاه رفتار سازماني به سطحي پويا و چالش پذير ارتقا پيدا مي كند. اينگونه رفتار در نهايت بر مديريت عالي براي تبيين ماموريتهاي كاركنان تاثير مي گذارد. در اين محيط به دليل صلاحيت افراد، ماموريتها در زمان مقتضي به بهترين نحوه به معرض اجرادر مي آيد. در چنين شرايطي مدير اجرايي در مقامي قرار مي گيرد كه مي تواند بينش همگاني راتوسعه بخشد كه باعث گذر سازمان در فضاي رقابتي مي شود. ساخت نظام سازماني طبق اصول مديريت كيفيت جامع منجر مي شود تا بينش جديد، فرهنگ جديدي را در داخل سازمان پديد آورد. بهترين مثال شناخته شده از فرهنگ جديد در اين مورد سيستم كايزن "KAIZEN" است كه به زبان ژاپني به معناي بهبود مستمر است . بسياري از شركتهاي موفق ژاپني و آمريكايي بر اهميت "نزديكي به موقعيت سازمان "تاكيد داشته اند. براي نمونه هاي عملي اين ديدگاه مي توان به دفاتر باز و برنامه كارخانه اشاره كرد. در شركت سوني "SONY" و هولت پكارد "HEWLET PACKARD" درپنانگ واقع در كشور مالزي مديران عمومي در وسط دفاتر باز مي نشينند و مستقيما برآنچه مي گذرد نظارت دارند. رستوران هاي مك دونالد هم از آشپزخانه هاي باز استفاده مي كنند. تحول استراتژيك - حركت تعالي خواه سازمان در مبحث مديريت كيفيت جامع ، تئوري معاصر در باب تحول سازماني عنوان شد.البته بايد خاطرنشان ساخت كه هر تغيير و تحولي به بهبود عمليات سازمان نمي انجامد.در حقيقت اگر تحول در مسيري درست هدايت نشود، نتيجه كار يك فاجعه خواهد بود.به بياني ديگر اگر جهت صحيح شناسايي نشود و يا سازمان خود را براي تحول تجهيزنكند، بهتر است كه اصلا تن به تغيير ندهد. بااين حال تصميم درست براي تحول سازماني كدام است ؟ دكتر جوران "JURAN" آينده كيفيت را چنين پيش بيني مي كند: رقابت بر سر كيفيت با پيدايش بازارهاي مشترك و چندمليتي تشديد مي شود; تقاضا براي مواد اوليه مرغوب افزايش پيدا مي كند; ايزو 9000 گسترش جهاني پيدا خواهد كرد; شركتهاي معتبر براي تشويق سازمانها به ارائه محصولات مرغوب محركهاي بسياري را به وجود مي آورند و در سطح جهان اعطاي پاداش توسعه مي يابد. پيشگويي جوران براي سالهاي گذشته و آينده به حقيقت پيوسته است . لازم به گفتن نيست كه انفجار جهاني ايزو 9000 يك حقيقت بارز است . اگر ما آغاز ظهور احكام ايزو9000 را سال 1990 بدانيم مشاهده خواهيم كرد كه تعداد شركتهايي كه براي دريافت گواهينامه ايزو ثبت نام كرده اند رشدي معادل 100 درصد داشته است . در گزارش تحقيقي كه در سال 1997 ارائه شد عنوان شد كه در سطح جهان قريب به 200 هزار شركت موفق به اخذ گواهينامه ايزو 9000 شده اند، كه برخي از آنها ده ها هزارپرسنل در استخدام خود دارند، حال باتوجه به مطالب عنوان شده پاداش برندگان كيفيت چيست ؟ شناخته شده ترين پاداشهايي كه براي برندگان كيفيت درنظر گرفته شده است عبارتنداز جايزه دمينگ ژاپن "JAPAN'S DEMING PRIZE"، MBNQA آمريكا، جايزه ملي كيفيت و EQA. جايزه دمينگ ژاپن غالبا مورد توجه شركتهاي ژاپني است . EQAوMBNQA از جمله گواهينامه هاي معتبر هستند "هاكز، 1995". لازم به ذكر است اگرسازمان شما نتواند خود را بااصول استاندارد مصوب در ژاپن و يا آمريكا منطبق سازد،مي تواند يكي از آنها را به عنوان چهارچوب كيفي محصولات خود در نظر داشته باشد و يااز اصول استاندارد ملي بهره گيرد. اصولا انتخاب گواهينامه كيفيت به دو فاكتور محل كارخانه و نوع مالكيت آن بستگي دارد. براي سازمانهايي كه در آمريكا واقع شده اند و يا مالكيت آمريكايي دارند گواهينامه MBNQAبهترين گواهينامه است . اگر سازمان شما در يكي از كشورهاي اروپايي قرارگرفته است گواهينامه EQA و يا مشتقات ملي آن مناسب ترين هستند. از لحاظ امتيازدهي اين دو نوع گواهينامه باهم قابل مقايسه هستند و در صورت امتياز 500 از 1000 در يكي مي توان به امتياز مشابه در ديگري اطمينان داشت ، آخرين معياري كه براي انتخاب نوع گواهينامه مورد توجه قرار مي گيرد موقعيت جغرافيايي كارخانه است . پس از تصميم گيري در خصوص نوع گواهينامه كيفيت ، نوبت به اجراي اصول مصوب طبق گواهينامه انتخابي است . اجراي احكام TQMبسيار شباهت به اصول ايزو9000 دارد، گرچه حيطه اقدامات براي اخذ آن گواهينامه ها گسترده است . به غير از سيستم تضمين كيفيت ، اجراي احكام TQM بايد بر بهبود كيفيت محصولات و پسندمشتري توجه داشته باشند. يك راه اثربخش براي يادگيري احكام مورد تاييد، مشاهده آن چيزي است كه يك سازمان موفق انجام داده است . انگليس كه خود پيشرو در امر توسعه ايزو 9000 بوده است ، توانسته تا رهبري حركت تعالي خواه سازمان را در اروپا دردست گيرد. هدفي كه انگليس دنبال مي كند ارتقااصول EQAبراي سازماني است كه مي خواهند بااستفاده از آن اصول به خود ارزيابي بپردازند. هدف مديريت عالي سازمان ارائه كننده اين گواهينامه ، ترغيب حدود دوميليون و نهصدهزار شركت در انگليس براي اجرا و آزمون اصول تدوين شده است . مايه غروراين مقام اعتقاد سازمانها به گواهينامه جهت تحول براي دستيابي به موقعيت بهتر است . برخلاف ايزو 9000، گواهينامه هاي خودارزيابي به سازمانها پيشنهاد مي كند چه كاري را انجام دهند. نحوه انجام آن كارها و دفاع از اقدامات سازماني مبتني بر شواهد، بر عهده خود سازمان است . لذا يك الگوي اثباتي براي نحوه دستيابي به اهداف كيفيت لازم وضروري است . مدل متعالي مديريت كيفيت جامع "TQMEX"
ب - شركت سانيو "SANYO" 3- COUSE-AND-EFFECT DIAGRAMS 4- STRATIFICATION 5- CHECK SHEETS 6- SCATTE DIAGRAM
برگرفته از کانون توسعه و پژوهش مکانیک |