|
اندازه ها و تلرانسهاي هندسي يك زبان مهندسي بين المللي است كه در نقشه هاي مهندسي به منظور شرح محصول درسه جهت مختصاتي به كار مي روند وتعريفي مختصر و كوتاه را از هدف طرح ارائه مي نمايند.مفهوم و تصور كلي تلرانس گذاري علم نسبتاً جديدي است . از سال 1900 به بعد تلرانس گذاري برروي نقشه ها اعمال گرديد و قبل از آن هر قطعه اي به طور دقيق و كامل ساخته مي شد و چنانچه قطعات تكميل نمي شدند و يا هماهنگي ابعادي با يكديگر نداشتند به صورت دستي تصحيح مي شدند و كارگران به عنوان استاد كار مشغول به كار بودند.با گذشت زمان دیده شد كه قطعات همواره نيازمند دقت بالايي نمي باشند و مي توان تا حدودي تغيير را در ابعاد قطعات لحاظ نمود. اين مطلب در رابطه با نقشه ها نيز درست بود و بدين ترتيب سيستم مختصات تلرانسي كه امروزه براي ما شناخته شده مي باشد به وجودآمد.اين سيستم مختصاتي تا سال 1900 به صورتي كاملاً مؤثر فعاليت نمود. درآن سال فردي به نام استنلي پاركر (Stanly Parker) از كارخانه رويال تورپدو (Royal Torpedo) در اسكاتلند سيستم تلرانس مكاني را معرفي نمود. اين سيستم بيش از نواحي مربعي سنتي، حالاتي را براي نواحي تلرانسي مدور فراهم نموده است اين ايده در سال 1940 به امريكا واردشده و مورداستفاده قرارگرفته و نهايتاً با استاندارد نظامي M1L-STD-8 ادغام گرديد. اين سيستم از طريق نسخه هاي 8C, 8B, 8A گسترش يافت و اولين استاندارد امريكايي به نام ANSI Y14.5 در سال 1966 ارائه گرديد و در قراردادهاي نظامي مورد استفاده قرارگرفت. در سال 1973 اين استاندارد از بين رفت و سيستم هندسي توسعه يافت وبه طور كامل به علائم تبديل شد. تلرانس و ابعادگذاري هندسي در طول 45 سال گذشته به طور گسترده اي رشد نموده و بدون شك به عنوان گسترده ترين سيستم پذيرفته شده براي تلرانس گذاري و ابعاد در ايالات متحده و جهان مورد استفاده مي باشد. با استفاده ازGD & T ضايعات در توليد به حداقل رسيده و در نتيجه هزينة ساخت به ميزان قابل توجه ای کاهش می يابد. اين سيستم نه تنها دقت عملکرد را در قطعات افزايش می دهد بلکه شکل ظاهری قطعات را نيز اصلاح میکند. در ضمن تلرانسهای هندسی معمولاً به صورتی در نظر گرفته می شوند که هر چند ممکن است قطعات خوب رد شوند ولی هيچگاه قطعات ناصحيح پذيرفته نمی شوند. در بخش ساخت و توليد، اندازهگذاري و تلرانسدهي هندسي (GD&T) براي بسياري موضوع جديدي محسوب ميشود. در طي جنگ جهاني دوم، آمريکا قطعات يدکي مورد استفاده در جنگ را در مقياس وسيع توليد و صادر ميکرد. بسياري از اين قطعات بر اساس مشخصات مورد نظر ساخته شده بودند، اما قابل مونتاژ نبودند. توليد قطعاتي که به درستي در جاي خود مونتاژ نميشد و عملکرد خوبي نداشت به مشکل بزرگي براي ارتش تبديل شده بود، زيرا زندگي سربازان به عملکرد درست تجهيزات بستگي داشت. بعد از جنگ، يک کميته با هزينه و صرف وقت زياد و با کمک دولت، صنعت و مراکز آموزشي، به بررسي مشکل قطعات خراب پرداخت. اين گروه ميخواست راهي بيابد تا قطعات به درستي در جاي خود نصب شود و هميشه عملکرد مناسبي داشته باشد. نتيجه اين بررسي و تحقيقات، منجر به پيدايش GD&T شد.
هم اکنون بازنگري 1994 به عنوان مدرک معتبر تشريح استفاده درست از GD&T مورد استفاده قرار ميگيرد.
بعد از مطالعه کامل مطالب اين مقدمه خواهيد توانست:
از اواسط قرن نوزدهم، صنایع از سیستم تلرانسی مثبت و منفی برای تلرانسگذاری نقشهها استفاده میکردهاند. این سیستم محدودیتهایی دارد: سیستم تلرانسی مثبت و منفی نواحی تلرانسی مربعی ایجاد میکند. یک ناحیه تلرانسی، مشابه مثال شکل 1-1، مرزی است که محور فیچری که در حد تلرانس است باید درون آن ناحیه واقع باشد. نواحی تلرانسی مربعی، فاصله یکسانی از مرکز تا لبه بیرونی ندارند. در شکل 1-1، از چپ تا راست و از بالا تا پایین، مقدار تلرانس ±.005 است، اما در امتداد قطرها، مقدار تلرانس ±.007 است. بنابر این، وقتی طراحان قصد دارند که به فیچرها به میزان ±.005 تلرانس دهند، باید به گونهای طراحی که کنند که تلرانس قطعات مجاور تا تلرانس ±.007 که در امتداد قطر ناحیه تلرانسی وجود دارد، قابل قبول باشد. براي بسياري از طراحان اين سوال مطرح است که در چه شرايطي بايد از GD&T استفاده کنند. از آنجا که GD&T از ابتدا برای موقعیت دهی فیچرهای اندازهدار طراحی شده بود، سادهترین پاسخ این است که برای موقعیتدهی فیچرهای اندازهدار از کنترلهای GD&T استفاده میکنیم. طراحان باید قطعات را با GD&T تلرانسدهی کنند زمانی که میخواهند:
عملکرد یا قابلیت تعویض قطعات بحرانی است. جلوگیری از مردود شدن قطعات قابل استفاده مهم باشد. جلوگیری از تغییرات نقشه مهم است. تجهیزات خودکار استفاده میشود. به اندازهگیریهای عملکردی نیاز است. افزایش قابلیت تولید مهم است. شرکتها میخواهند صرفهجویی همه جانبه داشته باشند.
GD&T يک زبان نمادين است. از اين زبان براي تعيين اندازه، شکل، فرم، جهت و موقعيت فيچرها روي قطعه استفاده ميشود. فيچرهايي که با GD&T تلرانسگذاري ميشوند ارتباط واقعي بين قطعات مجاور با هم را بيان ميکنند. نقشههايي که به درستي به صورت هندسي تلرانسگذاري شدهاند، بالاترين شانس را دارند که به صورت يکساني تفسير شوند و قطعات ساخته شده بر اساس آنها به ارزانترين و موثرترين حالت مونتاژ شود. GD&T براي اطمينان از مونتاژ درست قطعات همجوار، بهبود کيفيت و کاهش هزينه ايجاد شده است. GD&T يک ابزار طراحي است. قبل از اين که طراحان بتوانند تلرانسهاي هندسي را بدرستي اعمال کنند، بايد به دقت نحوه قرار گيري و عملکرد هر فيچر هر قطعه را بررسي نمايند. GD&T براي طراحان به عنوان يک چک ليست عمل ميکند که تمام جنبههاي مربوط به هر فيچر را مد نظر داشته باشند. با اعمال درست تلرانس هندسي اطمينان حاصل خواهد شد که هر قطعه هميشه به درستي و راحتي مونتاژ خواهد شد. تلرانسدهي هندسي به طراحان اجازه ميدهد که بالاترين تلرانس ممکن را در نظر بگيرند و در نتيجه، اقتصاديترين طراحي را انجام دهند.
|