مهندسی ارزش

مهندسی ارزش(Value Engineering)، تلاشی است سازمان یافته كه با هدف بررسی و تحلیل تمام فعالیتهای یك طرح، )از زمان شكل‌گیری تفكر اولیه تا مرحله طراحی و اجرا و سپس راه اندازی و بهره برداری( انجام می شود و به عنوان یكی از كارآمدترین و مهم ترین روشهای اقتصادی در عرصه فعالیتهای مهندسی، شناخته شده است.

مهندسی ارزش در چهارچوب مدیریت پروژه، ضمن اینكه به تمام اجزای طرح توجه می كند، هیچ بخشی از كار را قطعی و مسلم نمی داند. هدف مهندسی ارزش، زمان كمتر برای رسیدن به مرحله بهره برداری بدون افزودن بر هزینه ها یا كاستن از كیفیت كار است.

تاریخچه

تحلیل ارزش به صورت یك روش فنی ویژه ، در سال های پس از جنگ جهانی دوم صورت گرفت . كار طراحی و تدوین این روش به دستور هنری ارلیچر(Henry Erlicher ) معاون فنی بخش خرید های شركت جنرال الكتریك آغاز شد . وی معتقد بود كه برخی از مواد ومصالح وطرحهای جایگزین، كه به طور ضروری و به علت كمبود های زمان جنگ به كار گرفته می شدند دارای عملكرد بهتر با هزینه كمتر هستند . به دستور او در داخل شركت و به منظور ارتقای كارایی تولید از طریق تامین مواد ، مصالح وروشهای جایگزین برای مواد و مصالح پرهزینه ، كوشش همه‌جانبه ای به عمل آمد . در سال 1947 این وظیفه برعهده لارنس مایلز (Lawrence D.Miles) مهندس ارشد شركت جنرال‌الكتریك نهاده شد . مایلز در مورد روش ها و فنون موجود به پژوهش پرداخت و از برخی روشهای مرسوم به صورت تلفیقی با روش مرحله به مرحله خویش برای تحلیل ارزش بهره گرفت . مایلز كه مبتكر و بنیانگذار مهندسی ارزش به‌شمار می رود ، یك روش رسمی رابه اجرا درآورد كه در جریان آن چندین گروه از كاركنان شركت ، عملكرد محصولات تولیدی شركت جنرال الكتریك را بررسی میكردند . آنان به اتكای روشهای خلاق گروهی و بدون افت كارایی محصول ، تغییراتی در محصولات شركت بوجود آوردند و هزینه های تولید را كاهش دادند. روش " تحلیل ارزش" به عنوان یك استاندارد در شركت جنرال الكتریك پذیرفته شد و به تدریج شركت‌های دیگر و برخی سازمان های دولتی نیز این رو ش جدید را به عنوان ابزاری برای كاستن از هزینه‌های خود به كار بستند . نتیجه این شدکه روش وتکنیک "مهندس ارزش" به وجودآمد.

برنامه کاری

برنامه کاری مهندسی ارزش ارایه ای ازرویکردها وعملکرد لازم برای بدست اوردن جواب بهتروموثرتر برای مساله می باشد.برنامه مهندسی ارزش شامل هفت فاز به شرح ذیل می باشد:

         1- فاز عمومی         2-فاز اطلاعات          3-فازعملکرد          4-فازخلاقیت          5-فازارزیابی          6-فازبررسی وتوسعه          7-فازتوصیه          8-فاز پیگیری

مهندسی معکوس

یکی از مهمترین علومی که در برنامه‌نویسی و مهندسی نرم‌افزار از آن استفاده می شود و برای برنامه‌نویسان حرفه‌ای کاربرد فراوان دارد علم مهندسی معکوس[1] هست. در واقع برنامه نویسان توسط این علم می توانند اشکال‌های (باگ‌های) موجود در برنامه خود را پیدا کنند و به رفع آنها بپردازند.

علم رخنه‌گری (کرکینگ) شاخه ای از علم مهندسی معکوس هست. از این رو برای درک معنا و مفهوم علم رخنه‌گری باید با مهندسی معکوس آشنا شویم. اما برای درک مهندسی معکوس هم باید یک پله عقب تر برویم : تا زمانی که با علم مهندسی نرم‌افزار یا همان برنامه نویسی آشنا نشویم ، متوجه مهندسی معکوس هم نخواهیم شد. به همین خاطر تمام کسانی که مایل به یادگیری علم کرک هستند باید تا حدودی با برنامه نویسی و مهندسی نرم افزار آشنایی داشته باشند.

برای اینکه بتوانیم یک رخنه‌گر حرفه ای باشیم باید معنا و مفاهیم خیلی از علوم پایه ای رایانه را بدانیم. در واقع علم کرکینگ چندان علم آسانی نیست و مشکلات زیادی در راه یادگیری این علم خواهیم داشت. به عنوان مثال لازم هست بدانیم زبان ماشین چیست ، واحد پردازش مرکزی چگونه کار میکند، تا حدودی با برنامه نویسی آشنا باشیم، زبان اسمبلی را بلد باشیم، ساختار فایل‌های اجرایی (PE)را بشناسیم و... . در واقع پیش‌نیازهای یادگیری علم رخنه‌گری زیاد هستند.

 

پشتیبانی آنلاین دپارتمان

تعاملات حیطه مهندسی

تعاملات دپارتمان مهندسي مكانيك

حامی رخدادهای مهندسی

دپارتمان مهندسي مكانيك حامي رخدادهای مهندسی

همکاران سایبری

همکاران سایبری دپارتمان

اعضاي آنلاين

هيچ كس